السيد محمد حسين الطهراني
172
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
همان از بين بردن جنين است در شكم مادر ؛ بهر وسيله و بهر كيفيّتى كه باشد ، تفاوتى ندارد . خواه در أثر برداشتن چيز سنگين باشد ؛ و خواه به واسطهء خوردن دارو ؛ و خواه به واسطهء استعمال بعضى از موادّ ؛ و خواه به واسطهء خوردن بعضى از غذاهاى حلال زياده از حدّ متعارف كه منجرّ به سقط طفل گردد . مثلا گويند : خوردن زعفران بيش از حدّ متعارف در ابتداى حمل موجب سقط جنين مىشود . و خواه به وسيلهء عمل جراحى باشد ؛ و خواه به وسيلهء أنحاء و أنواع استنشاق بعضى از گازها ، و يا عبور بعضى از أقسام اشعّهها كه در طبّ به كار مىرود . در هر حال سقوط جنين ، قتل است ، و گناه كبيره ، و از أعظم محرّمات الهيّه . اطباء و پزشگانى كه بواسطهء عمل جرّاحى ، بچّه را زنده زنده قطعهقطعه مىكنند ؛ و بيرون مىكشند ؛ بايد در انتظار و ترقّب عذاب سخت إلهى كه خلود در آتش جهنّم است ؛ بوده باشند . و علاوه بايد هم ديه ، و هم كفّاره را بدهند . اگر در طفل جان دميده شده بود ؛ و پزشگ جنايتكار زن بود ؛ حاكم شرع در صورت تقاضاى حقّ قصاص از ولّى طفل مقتول ، او را إعدام مىكند ؛ خواه طفل معصوم بىگناه ، پسر باشد ؛ و خواه دختر . و اگر پزشك متصدّى اين عمل منكر و زشت ، مرد بود ؛ حاكم شرع در صورت تقاضاى حقّ قصاص از ولّى طفل مقتول ، در صورتى كه او پسر باشد ؛ او را إعدام مىكند ؛ و در صورتى كه دختر باشد ؛ نيز او را إعدام مىكند ؛ ولى وارثان طفل مقتول ، بايد نصف ديهء كامل ، يعنى پانصد دينار شرعى مسكوك را به وارثان پزشك بپردازند . و در صورت عدم تقاضاى ولى طفل مقتول ، حاكم شرع در صورت ثبوت جنايت در نزد وى ، بايد او را تعزير كند ؛ و بهطورىكه خود صلاح بداند با حبس ، و شكنجه و شلّاق ، جلوى اين أمر قبيح و ناروا را بگيرد . پدرانى كه زنهاى خود را مجبور به سقط جنين مىكنند ؛ مادرانى كه خود متصدّى سقط جنين مىشوند ؛ بايد در انتظار نكبت و ذلّت و انتقام بنشينند كه :